شیطان
شیطان اندازه یک حبّه قند است
گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
حل می شود آرام آرام بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم
و روحمان سر می کشد آن را
آن چای شیرین را
شیطان زهرآگین ِدیرین را
آن وقت او خون می شود در خانه تن
می چرخد و می گردد و می ماند آنجا
او می شود "من"!...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 4:45 توسط حامی مهر
|